روشن88

علمی، فرهنگی،سیاسی،اجتماعی

تبلیغات تبلیغات

گر فرو تر نشست خاقانی

گر فرو تر نشست خاقانی می گویند یک روز خاقانی، شاعر معروف، به مجلسی دعوت شد. مجلس، به قول معروف، مجلس اعیان و بزرگان بود. شاعری و کار فرهنگی هم چون هیچ وقت تاریخ برای کسی نون و آب نداشته، خاقانی با یک دست لباس کهنه و بدون مارک راه افتاد سمت مجلسی که دعوت شده بود. خواست برود بالای مجلس بشیند که مسئول تشریفات و هماهنگی جلسه مانع شد و گفت: با این سر و وضعی که داری، بهتر است همان دم در بشینی خاقانی بیچاره، وقتی دید کل کل کردن با مسئول تشریفات مجلس فایده ای
روشن88 ، ۱۴۰۳-۰۵-۳۰ ، جامعه و سیاست
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

آخرین مطالب این وبلاگ

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها